فوری

یه اتفاقاتی افتاده تو زندگیمون که بعدا میام میگم

الان دارم میرم شهرستان و چندروز نیستم

یه موردی هم پیش اومده و دست یه مزاحم وبلاگی رو شده برگردم و پست رسوایی براش میذارم تا همه بشناسینشعینک

/ 44 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دردووونه

چند وقتی نبودم کمرنگ بودم اما خوشحالم که تو بودی و نوشتی این اتفاق هم امیدوارم زیاد مهم نباشه و روی زندگیت تاثیر نزاره عزیزم

اوند

خوش اومدی خسته نباشی منتظرت هستیم

يسنا

دلم ميخواد بكشمت[عصبانی]

سرمه

سلام عزیزم ، خدا رو شکر ب سلامت رسیدین[قلب]

ساز زندگی من

سلام خدا رو شکر برگشتی رسا جون.منتظرتیم هااااا.زود بیا بتعریف[چشمک]

نسیم

عزیزم[بغل]خدا رو شکر[قلب]

سایه...

من این پستم کامنت گذاشته بودم...[گریه][گریه][گریه] اما متاسفانه پستای رمزی که اصلا نمی تونم کامنت بزارم اصن واسم باز نمیشن... رسا اینجور وقتا که میشه من دلم میخواد شوهرمو با یه چیزی بکشم...تازه نقششم میکشم باز خوبه تو از من آرومتری... [نیشخند] راستی خوشحالم که اوضاع آرومه و ان شاالله همیشه اینجوریم باشه...

fatemeh

امیداوارم که خوش گذشته باش . ب من رمزنمیدی؟

نازنین

کی پست میذاری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مامیچکا

سلام عزیزم حالا که فرصت کردم بیام بخونمت همش رمزیه [نگران] دوست داشتی رمز و بهم بده .